عکس های افغانستان

سلام. این زیباترین شعریه که تا حالا شنیدم. امیدوارم خوشتون بیاد:

 

طي شد اين عمر تو داني به چه سان ؟

پوچ و بس تند چنان باد دمان .

همه تقصير من است، اين كه خود مي دانم ؛

كه نكردم فكري.

كه تأمل ننمودم، روزي، ساعتي، يا آني .

كه چه سان ميگذرد عمر گران ؟

 

 

كودكي رفت به بازي، به فراغت، به نشاط !

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات .

همه گفتند: كنون تا بچه است، بگذاريد بخندد شادان !

كه پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست.

بايدش ناليدن !

من نپرسيدم هيچ !

كه پس از اين ز چه رو، نتوان خنديدن ؟

نتوان فارغ و وارسته ز غم، همه شادي ديدن .

همچو مرغي آزاد، هر زمان بال گشادن .

سر هر بام كه شد، خوابيدن .

من نپرسيدم هيچ !

پس از اين ز چه رو، بايدم ناليدن ؟

هيچ كس نيز نگفت، زندگي چيست ؟

چرا مي آييم ؟

بعداز اين چند صباح، به چه سان بايد رفت ؟

به كجا بايد رفت ؟

با كدامين توشه، به سفر بايد رفت ؟

من نپرسيدم هيچ !

هيچ كس نيز نگفت !

 

 

سپري گشت به بازي، به فراغت، به نشاط !

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات .

بعد از آن باز نفهميدم من، كه چه سان عمر گذشت ؟

ليك همه گفتند كه :

جوان است هنوز، بگذاريد جواني بكند .

بهره از عمر ببرد .

كامروايي بكند .

بگذاريد كه خوش باشد و مست !

بعد از اين باز او را عمري هست .

يك نفر بانگ برآورد كه او ؛

هم اكنون بايد فكر آينده كند .

ديگري آوا داد ؛

كه چو فردا بشود، فكر فردا بكند .

سومي گفت ؛

همان گونه كه ديروزش رفت ،

بگذرد امروزش، همچنين فردايش .

با همه اين احوال ،

من نپرسيدم هيچ !

كه چه سان دي بگذشت ؟

همه قدرت و نيروي عظيم ، به چه ره مصرف گشت ؟

نه تفكر، نه تعمق، و نه انديشه دمي ؛

عمر بگذشت به بي حاصلي و مسخرگي .

چه تواني كه ز كف دادم مـفت .

من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت .

قدرت عهد شباب ؛

مي توانست مرا تا به خدا پيش برد .

ليك بيهوده تلف گشت جواني هيهات ...

آن كساني كه نمي دانستند، زندگي يعني چه، ره نمايم بودند !

عمرشان طي گشت، بيخود و بيهوده .

و مرا مي گفتند، كه چو آنها باشم ؛

كه چو آنها دائم، فكر خوردن باشم .

فكر گشتن باشم. فكر تأمين فراش، فكر ثروت باشم .

فكر يك زندگي بي جنجال، فكر همسر باشم .

 

 

كس مرا هيچ نگفت ؛

زندگي ثروت نيست. زندگي داشتن همسر نيست ،

زندگاني كردن، فكر خود بودن و غافل ز جهان بودن نيست .

من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت !

 

  

كه صد افسوس كه چون عمر گذشت، معني اش مي فهمم !

حال مي پندارم، هدف از زيستن اين است رفيق ؛

من شدم خلق كه با عزمي جزم ،

پاي از بند هوا گــُسَلـَم .

پاي در راه حقايق بنهم .

فارغ از شهوت و آز و حسد و كينه و بُخل .

مملو از عشق و جوانمردي و زهد .

در ره كشف حقايق كوشم .

جرأت و امّيد و شهامت نوشم .

زره جنگ براي بد و ناحق پوشم .

ره حق پويم و حق جويم و پس حق گويم .

 

  

آن چه آموخته ام، بر دگران نيز نكو آموزم .

شمع راه دگران گردم و با شعله خويش ؛

ره نمايم به همه، گر چه سراپا سوزم .

من شدم خلق كه مثمر باشم .

نه چنين زائد و بي جوش و خروش .

بر باد و به حسرت خاموش .

 

 

اي صد افسوس كه چون عمر گذشت ؛

معني اش مي فهمم ؛

كاين سه روز از عمرم، به چه ترتيب گذشت :

كودكي بي حاصل ؛ نو جواني باطل ؛ وقت پيري غافل.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 14:3  توسط afghanpic  | 

با سلام.

برادران و خواهران عزیز از بازدید هایتان متشکرم و البته بسیار بسیار شرمنده ام که پست جدید نگذاشتم.

 واقعا سرم شلوغه. اما هر موضوعی که شما در قسمت های نظرات بگذارید، برای آنها مطلب می گذارم. با تشکر.

منتظرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:42  توسط afghanpic  | 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار به رو زار می گریست

خون می گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک

زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردندکوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد

کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون بیستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

آن انتقام گر نفتادی به روزحشر

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله ی انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان

بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو

فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند

روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب

چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید

جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب

از بس شکست ها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

از انبیا به حضرت روح الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار

تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آید ز آستین

چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک

آل علی چو شعله ی آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت

گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند

جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا

در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز

آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه

ابری به بارش آمد وبگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شدآشکار

آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار

با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی

روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار

وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی اختیار نعره ی هذا حسین زود

سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد

وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ماببین

ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند

در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

طغیان سیل فتنه و موج بلاببین

تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر

سرهای سروران همه بر نیزه هاببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو

غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین

یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد

کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد

خاموش محتشم که دلسنگ آب شد

بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان

در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد

خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز

روی زمین به اشک جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد

بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای

وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای

بر طعنت این بس است که با عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

ای زاده زیاد نکرده است هیچگه

نمرود این عمل که تو شداد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین

بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

بهر خسی که بار درخت شقاوتست

درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو

با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن

آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند

از آتش تو دود به محشردرآورند

.::: محتشم کاشانی :::.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 21:42  توسط afghanpic  | 

درد دل

سلام دوستان.

سایت جدید در حال طراحی است اما دوستان کم لطفی می کنید و نظر نمی دهید.

واقعا عجیب است که تا به حال بیش از 1050 بازدید از این این وبلاگ شده اما کمتر از 20 نفر نظر داده ان.

دوستان واقعا خواهش می کنم لطف کنید و نظراتتان را درباره وبلاگ بگویید.

خواهش می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 18:15  توسط afghanpic  | 

سلام دوستان.

به نظرم این وبلاگ با ۸۳۰ بازید کننده و از ۲۹ کشور در مدت سه ماه،به زودی باید بسته شود.

و  به جای آن یک وب سایت باز شود.

 افغان های عزیزی که در ۲۹ کشور دنیا در حال زندگی هستند و به این وبلاگ بسیار لطف دارند و به آن سر می زنند،

عزیزانی که می توانند در نوشتن مطلب یا تهیه عکس و فیلم و... همکاری کنند، نام و زمینه همکاریشان را در قسمت نظرات قرار دهند تا با همکاری یکدیگر وب سایتی فعال ایجاد کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 12:3  توسط afghanpic  | 

درد دل یک افغانی

با تو به درد دل مي نشينم

اي همسايه ! تا شايد

آن حس انسان دوستي و عدالت را كه بنامش

از قرآن آيه برميگيري و بخاطرش

با دنيا به مجادله برمي خيزي

بر من تلاوت كني و خود را در آن بيابي

وقتي اشغالگري بيگانه كشورم را به غارت برد

وقتي چمن زار سبز شهرم به خون پدرم و صدها مثل او به لاله زاري مبدل گشت

وقتي به من گفتند كه خدا و رسولي نيست كه ما زاده طبيعت ايم

وقتي قلم را بر دستم نهادند و ناخن هايم را دانه دانه كشيدند

تا خاكم را به نامشان امضا كنم با آخرين رمق هاي مانده در تنم رها كردم

خانه و شهرم را و با نفس هاي آخر تا خاك تو خزيدم، به تو پناه آوردم

كه بيرقت به نام الله آراسته است و پیامت از مساوات و مهرباني و عدالت و تواضع و برادري و برابري لبريز

به تو پناه آوردم تا شايد مردانگي مرا در برابر ظلم بستايي

و با مردانگي خودت فرصت زندگي بدون ذلت را به من ببخشايي

زبانت با زبانم آشناست

و مذهبت با اعتقادم همآهنگ

پنداشتم كه برادر مني

پنداشتم كه در خاك خدا

كه من و تو آنرا با مرز تقسيم كرده ايم به من قسمت كوچكي به سخاوت قلبت

به اجاره خواهي داد و شريك دردهايم خواهي شد

تا روزي كه كشورم آباد و آزاد گردد

وانگه

در افغانستاني بهتر مهمانت خواهم كرد

بر دستانت بوسه خواهم فشاند

و اي برادر

از مهربانيت در اوج بيچارگيم

از دست گيريت در روزهاي نااميدي ام

با اشك و قلبي مملو از محبت

سپاسگذاري خواهم نمود

از فرط بي پناهي

به كشورت پناه آوردم

كودكي بودم كه پايم به خاكت آشنا گشت

جوانيم را در كشورت گم كردم

زبانم را به فراموشي سپردم

"تشكر" هايم به "مرسي"

و "نان چاشت" ام به "نهار" مبدل گشت

شاعرم حافظ گرديد و

از قابلي و چتني و چاي سبز

به زرشك پلو

و طعم شور خيار

و چاي معطر سياه

در پياله هاي كمر باريك

با قند خشتي در كنارش عادت نمودم

در كشورت

بهترين و بدترين لحظه هاي زندگي ام را به تجربه نشستم

پسرم در خاك تو چشم گشود

مادرم در بهشت رضاي تو با دلي نااميد مدفون گرديد

خواهرم با پسري از تبار تو عقد و نكاح بست و حال

پيريم را نيز در خاك تو به تماشا نشسته ام

سالهاست كه چنار وجودم در گردباد حوادث خاك تو به بيد لرزاني مبدل گشته است

سالهاست كه نامم را به فراموشي سپرده ام و لقب "مشدي" را به نامم گره زده اند

سالهاست كه من ديگر آن كودكي نيستم كه با پاي برهنه و قلبي مملو از وحشت براي سرپناهي

به تو پناه آورد ولي تو همان بي خبري هستي كه بودي !

ولي تو با انكه فروغ چشمهايم را با دوختن كفشهايت

با آنكه قوت دستانم را در غرس نهال در باغ هايت

با آنكه قامت استوارم را در بپا خواستن ديوارها و ساختمان ها و خانه هايت

با آنكه صبر و تحمل ام را در شنيدن كنايه ها و كينه توزي هايت

به تباهي نشستم

هرگز براي لحظه اي جرقه زودگذر انسان دوستي را بر قلبت راه ندادي

هنوز هم

در فهرست تو "افغوني" ام و در كتاب تو بيگانه

هنوز هم

مهرباني در قلبت براي مهاجري كوله بدوش كه چيزي بجز نجات از مرگ از تو نمي خواست

كه با دادن ساليان زندگي اش با همت و قوت دستانش شهرت را آباد نمود نيافته اي

و هنوز هم

با نفرتي سي ساله احساساتم را به بازي مي گيري

دروازه مكتب را به روي كودكم مي بندي

بساطي را كه نان شكم هاي گرسنه اطفالم بدان محتاج است با لگد به جوي آب مي اندازي و

دست هايم را با تهديد "رد مرز" نمودن مي بندي و اشك هايي را كه با خاك سرك هاي (خيابان هاي) تو

بر چشمانم به گلي مبدل گشته و اميد را در نگاهم دفن مي كند

با تمسخر مي نگري و مي گويي

"شما به حرف نمي فهميد"

هنوز هم از بي عدالتي ديگران سخن مي گويي:

ولي هرگز در صف هاي دكان ها; در داخل اتوبوس هاي شلوغ

حالت مشوش يك افغان را نمي بيني

كه از ترس تو، اهانت هاي تو را تلخ تر از زهر فرو مي بلعد و غرور خود را پايمال احساسات تو مي كند

تا مبادا

پنجه بر سمت اش دراز كرده بگويي

"به كشورت برگرد افغاني ...

ولي درخت هاي سبز و بلند كرج، سرك هاي (خيابان هاي) پاكيزه تهران، پارك هاي خرم و زيباخانه هاي مجلل بالا شهر

نان هاي گرم نانوايي، كفش هاي راحت چرمي، پتلون هاي (شلوارهاي) زيبا و رنگارنگ

همه و همه

ياد مرا

رنج هاي مرا

نشان انگشتان مرا

عرق و سرشك ريخته از چشمان مرا با خود به يادگار خواهند داشت

مي روم ولي حاصل دست هاي اين كارگر افغان

براي هميشه در رگ و پوست كشورت جاويدان خواهد ماند

مي روم

چه مي داني

شايد روزي تو

به دروازه شهر من محتاج گردي

وانگه من به تو درس مهرباني را خواهم آموخت

وانگه

تو دربدري مرا خواهي چشيد

وانگه

شايد يك بار براي لحظه اي كوتاه تر از يك نفس سرت را با پشيماني

در مقابل عدالت وجدانت خم كني !

و فقط همان لحظه

قيمت ده ها سال رنج مرا
به آساني خواهي پرداخت

                                                                                                        www.afghs.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 0:40  توسط afghanpic  | 

         

                      

            

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 13:2  توسط afghanpic  | 

رمضان، ماه خدا

ماه رمضان بر همه مبارک باد.

دعاى روز اول ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.

خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده جنایات كاران.

 

دعاى روز دوم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِكَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِكَ ونَقماتِكَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِكَ برحْمَتِكَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.

خدایا نزدیك كن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبركنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان.

 

دعاى روز سوم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ والتّنَبیهَ وباعِدْنی فیهِ من السّفاهة والتّمْویهِ واجْعَل لی نصیباً مِنْ كلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِكَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ.

خدایا روزى كن مرا در آنروز هوش وخودآگاهى را ودور بدار در آن روز از نادانى وگمراهى وقرار بده مرا بهره وفایده از هر چیزى كه فرود آوردى در آن به بخشش خودت اى بخشنده ترین بخشندگان.

 

دعاى روز چهارم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرین.

خدایا نیرومندم نما در آن روز به پا داشتن دستور فرمانت وبچشان در آن شیرینى یادت را ومهیا كن مرا در آنروز راى انجام سپاس گذاریت به كـرم خودت نگهدار  مرا در این روز به نگاه داریت وپرده پوشى خودت اى بیناترین بینایان.

 

دعاى روز پنجم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَكَ الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِكَ المُقَرّبینَ بِرَأفَتِكَ یا ارْحَمَ الرّاحِمین.

خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته وفرمانبردارت وقرار بده مرا در این روز ازدوستان نزدیكت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان.

 

دعاى روز ششم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ لا تَخْذِلْنی فیهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِكَ ولا تَضْرِبْنی بِسیاطِ نَقْمَتِكَ وزَحْزحْنی فیهِ من موجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنّكَ وأیادیكَ یا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبینَ.

خدایا وا مگذار مرا در این روز در پى نافرمانیت روم ومزن مرا با تازیانه كیفر ودور وبركنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان ونعمتهاى بى شمار تو اى حد نهایى علاقه واشتیاق مشتاقان.

 

دعاى روز هفتم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اعنّی فیهِ على صِیامِهِ وقیامِهِ وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْنی فیهِ ذِكْرَكَ بِدوامِهِ بتوفیقِكَ یا هادیَ المُضِلّین.

خدایا یارى كن مرا در این روز بر روزه گرفتن وعبـادت وبركنارم دار در آن از بیهودگى وگناهان وروزیم كن در آن یادت را براى همیشه به توفیق خودت اى راهنماى گمراهان

 

دعاى روز هشتم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الكِرامِ بِطَوْلِكَ یا ملجأ الآمِلین.

خدایا روزیم كن در آن ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت كریمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان.

 

دعاى روز نهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

االلهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِكَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِكَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِكَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِكَ یا أمَلَ المُشْتاقین.

خدایا قرار بده برایم در آن بهره اى از رحمت فراوانـت وراهنمائیم كن در آن به برهان وراههاى درخشانت وبگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبه ات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان.

 

دعاى روز دهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوكّلین علیكَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْكَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیكَ بإحْسانِكَ یاغایَةَ الطّالِبین.

خدایا قرار بده مرا در این روز از متوكلان بدرگاهت ومقرر كن در آن از كامروایان حضرتت ومقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهایت همت جویندگان.

 

دعاى روز یازدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وكَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِكَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.

خدایا دوست گردان بمن در این روز نیكى را و نـاپسند بدار در این روز فسق ونافرمانى  را وحرام كن بر من در آن خشم وسوزندگى را به یاریت اى دادرس داد خواهان.

 

دعاى روز دوازدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ زَیّنّی فیهِ بالسّتْرِ والعَفافِ واسْتُرنی فیهِ بِلباسِ القُنوعِ والكَفافِ واحْمِلنی فیهِ على العَدْلِ والإنْصافِ وامِنّی فیهِ من كلِّ ما أخافُ بِعِصْمَتِكَ یا عِصْمَةَ الخائِفین.

خدایا زینت ده مرا در آن با پوشش وپاكدامنى وبپوشانم در آن جامه قناعت وخوددارى ووادارم نما  در آن بر عدل وانصاف وآسوده ام دار در آن از هر چیز كه مىترسم به نگاهدارى خودت اى نگه دار ترسناكان .

 

دعاى روز سیزدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على كائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِكَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساكین.

خدایا پاكیزه ام كن در این روز از چرك وكثافت وشكیبائیم ده در آن به آنچه مقدر است شدنى ها وتوفیقم ده در آن براى تقوى وهم نشینى با نیكان به یاریت اى روشنى چشم مستمندان.

 

دعاى روز چهاردهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِكَ یا عزّ المسْلمین.

خدایا مؤاخذه نكن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان

 

دعاى روز پانزدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِكَ یا أمانَ الخائِفین.

خدایا روزى كن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان وبگشا سینه ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناكان. 

 

دعاى روز شانزدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَكِ یا إلَهَ العالَمین.

خدایا توفیقم ده در آن به سازش كردن نیكان ودورم دار در آن از رفاقت بدان وجایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.

 

دعاى روز هفدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.

خدایا راهنمائیم كن در آن به كارهاى شایسته واعمال نیك وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى كه نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاكیزگان.

 

دعاى روز هیجدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَكاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِكُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِكَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.

خدایا آگاهم نما در آن براى بركات سحرهایش وروشن كن در آن دلم را به پرتو انوارش وبكار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان

 

دعاى روز نوزدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَكاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.

خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از بركاتش وآسان كن راه مرا به سوى خیرهایش ومحروم نكن ما را از پذیرفتن نیكىهایش اى راهنماى به سوى حـق آشكار .

 

دعاى روز بیستم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّكینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین.

خدایا بگشا برایم در آن درهاى بهشت وببند برایم درهاى آتش دوزخ را و توفیقم ده در آن براى تلاوت قرآن اى نازل كننده آرامش در دلهاى مؤمنان.

 

دعاى روز بیست و یكم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.

خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان

 

دعاى روز بیست و دوم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَكَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَكاتِكَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِكَ واسْكِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِكَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.

خدایا بگشا به رویم در این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن بركاتت را وتوفیقم ده در آن براى موجبات خوشنودیت ومسكنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت كننده خواسته ها ودعاهاى بیچارگان.

 

دعاى روز بیست و سوم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.

خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه وپاكم نما در آن از عیب ها وآزمایش كن دلم را در آن به پرهیزكارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهكاران.

 

دعاى روز بیست و چهارم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ إنّی أسْألُكَ فیه ما یُرْضیكَ وأعوذُ بِكَ ممّا یؤذیك وأسألُكَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَكَ ولا أعْصیكَ یا جَوادَ السّائلین.

خدایا من از تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود كند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بیازارد واز تو خواهم توفیق در آن براى اینكه فرمانت برم ونافرمانى تو ننمایم اى بخشنده سائلان

 

دعاى روز بیست و پنجم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامبران.

 

دعاى روز بیست وششم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْكوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

خدایا قرار بده كوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وكردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

 

دعاى روز بیست و هفتم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.

خدایا روزى كن مرا در آن فضیلت شب قدر را وبگردان در آن كارهاى مرا از سختى به آسانى وبپذیر عذرهایم وبریز از من گناه وبارگران را اى مهربان به بندگان شایسته خویش.

 

دعاى روز بیست و هشتم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واكْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیكَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین .

خدایا زیاد كن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات وگرامى دار در آن به حاضر كردن ویا داشتن مسائل ونزدیك گردان در آن وسیله ام به سویت از میـان وسیله ها اى آنكه سرگرمش نكند اصرار وسماجت اصرار كنندگان.

 

دعاى روز بیست ونهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.

خدایا بپوشان در آن با مهر ورحمت وروزى كن مرا در آن توفیق وخوددارى وپاك كن دلم را از تیرگیها وگرفتگى هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

 

دعاى روز سى ام ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ والقَبولِ على ما تَرْضاهُ ویَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین.

خدایا قرار بده روزه مرا در این ماه مورد قدردانى وقبول بر طبق خوشنودى تو وپسند رسول تو باشد واستوار باشد فرعش بر اصل به حق آقاى ما محمد وخاندان پاكش وستایش خاص پروردگار جهانیان است.

 

                                                

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 15:2  توسط afghanpic  | 

تیم ملی فوتبال افغانستان

تیم ملی فوتبال افغانستان یک تیم فوتبال آسیایی است که در تقسیم بندی‌های کنفدراسیون فوتبال آسیا در منطقهٔ جنوب آسیا قرار می‌گیرد. این تیم زیر نظر فدراسیون فوتبال افغانستان فعالیت می‌کند. فدراسیون فوتبال افغانستان در سال ۱۹۳۳ تأسیس شد و در سال ۱۹۴۸ به عضویت فیفا در آمد.

اولین مسابقه این تیم در سال ۱۹۴۱ در مقابل تیم ملی ایران صورت گرفت که نتیجه تساوی صفر مقابل صفر را در بر داشت. افغانستان در سال ۱۹۵۸ در بازی‌های المپیک لندن نیز تیم ملی خود را فرستاد که در مقابل لوگزامبورگ به رقابت پرداخت. حمله نظامی شوروی و وقوع جنگ‌ها داخلی طی ۳۰ گذشته باعث شد که این تیم بعد از آخرین بازی خود در سال ۱۹۸۴ در جریان مسابقات مقدماتی جام ملت‌های آسیا تا سال ۲۰۰۲ تقریباً هیچ بازی بین‌المللی‌ای نداشته باشد.اولین حضور افغانستان در مسابقه‌های جهانی پس از ۲۸ سال حضور در در بازی‌های آسیایی بوسان کره جنوبی سال ۲۰۰۲ بود.

در این بازیها تیم نوپای افغانستان چندان نتیجهٔ خوبی نگرفت. در واقع، در این بازی‌ها، افغانستان یک تیم منتخب از شهر کابل را صرف برای آغاز دوباره فوتبال بین المللی خود فرستاد و این یک تیم ملی نبود.

اولین پیروزی تیم ملی افغانستان پس از بازشکلگیری در مارس ۲۰۰۳، عبارت بود از پیروزی با نتیجه ۲ بر ۱ بر تیم قرقیزستان در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیا.

تیم ملی افغانستان در مسابقات ۸ تیمی فدراسیون فوتبال جنوب آسیا بر تیم‌های سری‌لانکا و پاکستان با نتیجه یک بر صفر پیروز شد اما به تیم ملی هند با نتیجه چهار بر صفر شکست خورد.

در بازی‌های مقدماتی جام جهانی آفریقای جنوبی در دو بازی رفت و بر گشت به سوریه باخت. در بازی اول با نتیجه ۳-۰ و در بازی دوم ۲-۱. قابل ذکر است که افغانستان فقط چند روز محدود قبل از این مسابقات توانست تیمش را آرایش دهد و چند بازیکن افغان را که در اروپا و آمریکا بودند دعوت کرد.

چند ماه بعد، افغانستان در بازی‌های جام چلنج به مقابل لائوس، بنگلادیش و قرقیزستان رفت. لائوس از بازی‌های کنار کشید، افغانستان با بنگلادیش صفر مقابل صفر مساوی کرد و بازی با قرقیزستان نیز ۱-۰ به سود افغانستان به پایان رسید. و بدین ترتیب، افغانستان بعد از سالهای طولانی توانست در یک تورنمنت از مرحله اول به مرحله دوم صعود کند.

افغانستان در اوایل ماه جون ۲۰۰۸ به مصاف سریلانکا، بوتان و بنگلادیش رفت در مسابقه اول و دوم خود با تیم‌های بنگلادیش و سریلانکا(میزبان) نتیجه مساوی ۲-۲ را بدست آورد و فقط برای یک برد یا مساوی در مقابل بوتان نه چندان نیرومند نیاز داشت که بطور حیرت آوری ۳-۱ برابر بوتان تن به شکست داد و بدین ترتیب از صعود به دور بعدی باز ماند. در تیم فعلی افغانستان، شش بازی کن که در کشور آلمان زندگی می‌کنند حضور دارند.

 

تاریخ
محل برگزاری
تیم # ۱
تیم # ۲
نتیجه
مسابقه
۱ ژانویه ۱۹۴۱ تهران, ایران پرچم ایران ایران پرچم افغانستان افغانستان ۰:۰ بازی دوستانه
مدتی پس از بازی اول در سال ۱۹۴۱ کابل, افغانستان پرچم ایران ایران پرچم افغانستان افغانستان ۰:۰ بازی دوستانه
۱۳۲۹ خورشیدی کابل, افغانستان پرچم ایران تاج ایران پرچم افغانستان افغانستان ۲:۳ بازی دوستانه
۸ اکتبر ۲۰۰۷ دمشق, سوریه پرچم سوریه سوریه پرچم افغانستان افغانستان ۰:۳ مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰
۲۶ اکتبر ۲۰۰۷ دوشنبه, تاجیکستان پرچم افغانستان افغانستان پرچم سوریه سوریه ۲:۱ مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰
۵ می ۲۰۰۸ بیشکک, قرقیزستان پرچم بنگلادش بنگلادش پرچم افغانستان افغانستان ۰:۰ چلینج کپ آسیا ۲۰۰۸
۷ مه ۲۰۰۸ بیشکک, قرقیزستان پرچم قرقیزستان قرقیزستان پرچم افغانستان افغانستان ۱:۰ چلینج کپ آسیا ۲۰۰۸
۴ ژوئن ۲۰۰۸ کولمبو, سریلانکا پرچم سری‌لانکا سریلانکا پرچم افغانستان افغانستان ۲:۲ جام فدراسیون فوتبال جنوب آسیا
۶ ژوئن ۲۰۰۸ کولمبو, سریلانکا پرچم افغانستان افغانستان پرچم بنگلادش بنگلادش ۲:۲ جام فدراسیون فوتبال جنوب آسیا
۸ ژوئن ۲۰۰۸ کولمبو, سریلانکا پرچم افغانستان افغانستان پرچم بوتان (کشور) بوتان ۳:۱ جام فدراسیون فوتبال جنوب آسیا
۳۰ ژوئیه ۲۰۰۸ حیدر آباد, هند پرچم هند هند پرچم افغانستان افغانستان ۰:۱ چلینج کپ آسیا ۲۰۰۸
۱ اوت ۲۰۰۸ حیدر آباد, هند پرچم افغانستان افغانستان پرچم ترکمنستان ترکمنستان ۵:۰ چلینج کپ آسیا ۲۰۰۸
۳ اوت ۲۰۰۸ حیدر آباد, هند پرچم افغانستان افغانستان پرچم تاجیکستان تاجیکستان ۴:۰ چلینج کپ آسیا ۲۰۰۸


دوستان نظرات فراموش نشود.   با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 11:32  توسط afghanpic  | 

با سلام.

دوستان عزیز عکس های مورد نظرشان را در قسمت نظرات بنویسند تا بزودی در  afghanpic گذاشته شود.

با تشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 10:39  توسط afghanpic  |